وقتی عزاداری، خود تبدیل به هدف شد!

عزاداریها باید هدفمند باشند، اگر هدف و جهت عزاداری گم شود فاقد خاصیت و تأثیر مثبت خواهد بود و ممكن است تأثیر منفی هم بگذارد.‎اما عزاداریها چه هدفی میتوانند داشته باشند. برای شناخت هدف در عزاداری، ابتدا باید اندیشه و هدف صاحب مصیبت شناخته شود تا چنانچه عزاداری صورت گیرد نسبت به تحقق آن اندیشه و هدف، عملی صورت گیرد. ‎‎

آیه قرآن میفرماید: "یا ایها الذین آمنوا كونوا انصار الله كما قال عیسی ابن مریم للحواریین من انصاری الی الله قال الحواریون نحن انصار الله"(صف/ 14)؛ ای كسانی كه ایمان آوردهاید یاوران خدا باشید، همچنان كه عیسی بن مریم به حواریون گفت: چه كسی یار من به سوی خداست، حواریون گفتند: ما یاوران خدا هستیم. ‎‎پیام آیه و حرف خدا این است كه بیایید یار خدا باشید. كاری برای خدا انجام دهید، سپس خداوند شاهد مثال میآورد كه شما همچون حواریون حضرت عیسی باشید كه تا حضرت عیسی طلب یاری كرد به كمكش شتافتند. ‎جمله حواریون كه نحن انصار الله و تأیید قرآن بر این جمله، حكایت از این دارد كه یاری كردن پیامبر در هر زمان یاری كردن خداوند است. و به تبع آن یاری كردن امام هر زمان یاری كردن خود خداست.

گذشته از این آیه، خود امام حسین علیه السلام در كربلا و عاشورا ندایش طلب نصرت بود. "هل من ناصرِ ینصرنی"؛ آیا كسی هست كه مرا یاری كند؟ هدف امام از یاری گرفتن، تحقق اسلام واقعی و ریشه كن كردن ظلم و فساد بود و رسیدن به این هدف جز با كمك خواستن از دیگران امكانپذیر نیست. ‎بنابراین ندای خداوند، یار گرفتن است، ندای همه پیامبران و ائمه نیز یار گرفتن است. ندای امروز امام زمان نیز همان جمله امام حسین علیه السلام است كه میفرمود: "هل من ناصر ینصرنی. " ‎

حال كه ما مجالس عزاداری بر پا میكنیم هدفمان از این مجالس باید یاری كردن امام حسین علیهالسلام در راهی كه او شروع كرده بود، باشد. هدف از عزاداری باید كمك به تحقق بخشیدن اهداف و اندیشههای امام حسین علیه السلام باشد. این هدفمندی در برپایی مجالس عزاداری بیشترین اهمیت را دارد و به محتوا و شكل عزاداری - یعنی 2 عامل دیگر - جهت میدهد و در آنها تأثیر میگذارد و كیفیت آنها را تغییر میدهد. ‎‎‎‎‎‎همین هدفمند بودن عزاداریها در قبل از انقلاب بود كه باعث پیروزی انقلاب شد. چرا كه مردم میدیدند اگر بخواهند كاری حسینی بكنند باید با طاغوت بجنگند. شاه آن روز و سردمداران حكومتی، حكم یزیدیان را پیدا كردند لذا مبارزه با آنها كاری حسینی قلمداد می شد. ‎‎‎بنابراین عزاداری مقدمه رسیدن به یك هدف برتر و متعالی است. برپایی عزاداری، مقدمه یاری كردن امام حسین علیه السلام است. اما خیلی اتفاق میافتد كه فلسفه عزاداری فراموش میشود و عزاداری از مقدمه بودن به هدف بودن تبدیل میشود. یعنی عزاداری فی نفسه مقدس میشود و برپایی آن تبدیل به هدف میشود. آن وقت شاهد مراسم عزاداری برای عزاداری هستیم، نه عزاداری برای یاری كردن امام حسین علیه السلام. ‎‎‎‎‎‎

اما خطر این نوع عزاداریها چیست؟ ‎

خطر مهم اینست كه عزاداران فكر میكنند آخر خط همین جاست، چون عزاداری خودش تبدیل به هدف شده است لذا پرداختن به عزاداری آخر خط تلقی میشود. و وقتی هم فكر كردند كه دیگر آخر خط است، جلوتر نمیروند و فقط در آن تنوع ایجاد میكنند و به جای رشد كمالی و عمودی، رشد سطحی و افقی پیدا میكنند. وقتی هم این اتفاق افتاد تنوع در عزاداریها روز به روز بیشتر می شود. قبلاً به سینه میزدند، حالا به پا میزنند، قبلاً با لباس سینه میزدند، حالا لخت میشوند، قبلاً با دست سینه میزدند حالا میخواهند تیغزنی و قمهزنی كنند. ‎‎‎‎‎‎‎‎عزاداری وقتی خودش هدف شد، دیگر چیزی گفته نمیشود كه دانسته شود بلكه گفته میشود كه گریانده شود. دیگر آنچه گفته میشود انسانها را به فكر فرو نمیبرد بلكه احساسات را برمیانگیزاند . دیگر نمیگویند چرا امام حسین علیه السلام كشته شد بلكه میگویند چگونه كشته شد. دیگر صحبتی از امام قبل از تاسوعا و عاشورا نیست. ‎‎‎‎‎‎‎‎

وقتی عزاداری خودش هدف شد، دیگر از این كه هدف امام حسین علیه السلام چه بود، چه چیزهایی گفت، چگونه عمل كرد ... بحثی به میان نمیآید. دیگر توی عزاداریها از این كه یاران امام حسین علیهالسلام چگونه آمدند و چگونه انتخاب كردند بحثی نمیشود بلكه صحبت از چگونه كشتنشان است. حرّ چگونه كشته شد، جون چگونه كشته شد، حضرت علی اكبر و حضرت ابوالفضل چگونه كشته شدند، حضرت علی اصغر چگونه كشته شد. ‎‎‎‎

در عزاداری برای عزاداری، بحث مهم فقط برانگیختن احساسات صرفاً حزن آلود است. دیگر از این كه حضرت زینب علیها السلام چگونه پایمردی كرد و چگونه در كوفه و شام خطبه خواند و چه حرفهایی فرمود چیزی گفته نمیشود، بلكه اینگونه گفته می شود كه قدش خمیده شد و مثل پیرزنها راه می رفت. ‎‎‎‎‎‎در عزاداری برای عزاداری، اندیشه به بحث گذاشته نمیشود، جسم و هیكل به نمایش گذاشته میشود، قد و هیكل، موها و بازوها، چشمها و ابروان توصیف میشوند. این است خطر مهم كه امروزه عزاداری ما به آن گرفتار شده است یعنی بی هدف شدن عزاداری. میلیونها تومان خرج میشود، ساعتها وقت گذاشته میشود اما بهره اندكی نصیب میشود و حتی در برخی از این عزاداریها چیرهای ضد دینی از آنها بیرون می آید. ‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎

 محتوای عزاداری:

وقتی عزاداری هدفش را گم كرد اولین تأثیرش را در محتوای عزاداری میگذارد، بین عزاداری برای یاری كردن امام حسین علیه السلام با عزاداری برای عزاداری خیلی فرقهاست. در قسمت قبل به برخی از این تفاوتها اشاره كردیم و در اینجا نیز بیشتر به آن میپردازیم. وقتی هدف عزاداری گم شود و عزاداری از مقدمه بودن به هدف بودن ارتقا پیدا كرد، آنچه كه رخ میدهد متأسفانه خیلی دردآور و مایه تأسف است. عزاداران فكر میكنند اگر به مجالس حسینی بروند و اشكی بریزند و سینهای بزنند و دستهای راه بیندازند یا قمهزنی كنند دیگر كار تمام شده است. اینها به محض اتمام زمان عزاداری، كار و وظیفه دیگری برای خود قائل نیستند و خیلی راحت زندگی عادیاشان را شروع میكنند و اصلاً یادشان میرود كه اینها صدها بار حسین حسین گفته اند. ‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎

اما كجا این "حسین حسین" گفتن یادشان میرود؟‎زمانی كه عزاداری تمام میشود و میبینند كه فساد در جامعه همچنان رو به گسترش است تأملی در خویش نمیكنند كه آیا اینها به ما ربطی دارد یا خیر؟ در مقابل خیلی چیزها ساكت هستند و اینها كه ده روز یا دو ماه عزاداری كردهاند قبل و بعدشان با هم فرقی نكرده است. و حتی میبینیم جامعه نیز فرقی نكرده است. آخر باید فرقی باشد بین كسی كه "حسین حسین" میگوید و كسی كه نمیگوید. اینها متأسفانه خیلیهاشان به مسائل اجتماعی جامعه توجهی نمیكنند. به آنچه كه در اطرافشان اتفاق میافتد لحظهای تأمل نمیكنند. با این كه سیره و روحیه امام حسین علیه السلام اصلاحگری، روشنگری و بهبود امور بود این روحیه به عزاداران منتقل نمیشود. چرا كه در فلسفه عزاداری برای عزاداری حداكثر چیزی كه تسلی دل ائمه علیهم السلام است گریه كردن و بر سر و سینه زدن است اما در عزاداری برای یاری كردن امام حسین علیه السلام آنچه تسلای دل نه تنها ائمه علیهم السلام؛ بلكه خداوند و تمامی پیامبران از آدم تا خاتم است، تلاش در تحقق بخشیدن هدفی از اهداف امام حسین علیه السلام است .‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎

در عزاداری برای عزاداری، تربیت عزاداران بر این مبنا استوار است كه چگونه شور بگیرند . چگونه به سر و سینه بزنند. چگونه همخوانی و همراهی كنند. اما در عزاداری برای یاری كردن امام حسین علیهالسلام، انسانهای حماسی، بصیر، جامعهشناس و جهانشناس و دینشناس و زمانشناس تربیت میشوند كه بتوانند امروز منشأ اثر شوند. ‎‎‎‎‎‎‎در عزاداری برای عزاداری، از منافع و روشهای قمهزنی خیلی بحث میشود اما در عزاداری برای یاری كردن امام حسین علیه السلام به جای این كه توصیه كنند كه چگونه قمه را بر سر زنند، ساعتها مطلب از اندیشههای امام حسین علیه السلام گفته میشود كه تا شاید اینها به مغز فرو رود و در دل جای گیرد. آنچه كه امام حسین علیه السلام میخواهد، یافتن و تربیت شدن كسانی است كه اندیشه او را بگیرند و در دنیای امروز به كار گیرند . ‎‎‎‎‎‎‎

 شكل عزاداری:

وقتی هدف عزاداری گم شد، به تبع آن محتوا نیز تغییر میكند و به تبع آن هم شكل عزاداری هم تغییر میكند. عزاداری چشم گیرتر اما بی محتواتر میشود. عَلَمها و پرچمها زیاد می شود، طبلها و سنجها زیاد میشود، شورها و بر سر و سینه زدنها زیاد میشود، تیغزدنها و قمهزدنها زیاد میشود، قلاده به گردن میآویزند و عو عو میكنند، در كربلا و به سمت حرم سینهخیز میروند، و دهها نوع عمل دیگر. عزاداری وقتی خودش هدف شد، دیگر چیزی گفته نمیشود كه دانسته شود بلكه گفته میشود كه گریانده شود. دیگر آنچه گفته میشود انسانها را به فكر فرو نمیبرد بلكه احساسات را برمیانگیزاند . دیگر نمیگویند چرا امام حسین علیه السلام كشته شد بلكه میگویند چگونه كشته شد. دیگر صحبتی از امام قبل از تاسوعا و عاشورا نیست. ‎‎‎‎‎‎‎‎در عزاداری برای عزاداری، چون آخر خط ، خود عزاداری است، تنوع به اوج خود میرسد، چرا كه آخر خط همین جاست و هر كاری كه میشود باید انجام داد. این نوع عزاداری چون مرحله بعدی ندارد و كاری نیست كه بعداً بشود انجام داد، همه تلاشها و فكرها برای تنوع بخشیدن به آن صورت می گیرد. ‎‎‎‎‎اما در عزاداری برای یاری كردن امام حسین علیه السلام شكل عزاداری بسیار ساده، متین و آرام است. فرد شاید یك ساعتی بیشتر در مجلس روضه ننشیند، اما میداند كه اگر بخواهد حسینی باشد خیلی كارها باید بكند. او چون جهانشناس و زمانشناس است با نگاهی به اینترنت و ماهوارهها و رسانهها و وضعیت فكری مردم جهان امروز در فكر این است كه: ‎‎‎‎‎

1- اگر امام حسین علیه السلام در دنیای امروز ما بود به چه مسائل و كارهایی میپرداخت .‎

2- چگونه میشود اندیشههای امام حسین علیه السلام را در جهان امروز پیاده كرد. ‎‎

پاسخ دادن به سوالات فوق از دل ساعتها به سر و سینه زدن و زنجیرزدن و قمهزدن به هیچ وجه بیرون نمیآید، بلكه ماهها مطالعه و تحقیق و پیگیری و تلاش و جهاد لازم است. ‎‎‎‎‎در عزاداری برای عزاداری زمان عزاداری ده روز اول محرم است و ده روز آخر صفر، اما در عزاداری برای یاری كردن امام حسین علیه السلام همه روزهای سال جزو ایام عزاداری است. چرا كه آنقدر كار به زمین گذاشته شده هست و آنقدر تلاش و پیگیری برای تحقق اهداف امام حسین علیه السلام لازم است كه همه اوقات سال را پر خواهد كرد.

خلاصه و نتیجه گیری: ‎

عزاداری ناب حسینی ضمن این كه وسعت و پهنای زیادتر و خیلی بیشتری از عزاداری رایج دارد اما حد و حصرهای بسیار فراوانی هم دارد. اگر هدف ترویج فرهنگ و مكتب امام حسین علیه السلام است خیلی از معیارها را باید رعایت كرد، اما اگر صرفا مجلسآرایی و دسته راه انداختن و از این قبیل حرفهاست، ما هم بحث خاصی روی آن نداریم. منبع: http://www.ghamezani.blogfa.com/post-43.aspx