چرا به برخي علما نسبت ناروا مي دهند؟ ايا اگر اين علما امروز هم بودند در مقابل اين نسبت ها و احکام منتسبه سکوت مي کردند؟آيا اين طرفداري متعصبانه ازبدعت ها وخرافات دشمن پسند نيست؟

تقريبا اکثريت علماي معاصر قمه زني را حرام مي دانند. برخي مراجع بزرگوار هم ادله مختلفي در تاييد حرمت آن آورده اند با دلايل مختلف فقهي(حدود ده دليل). اما متاسفانه برخي وبلاگها فتوايي را از ايه الله نائيني در تاريخ ۵ ربيع الاول۱۳۴۵.ه.ق آورده اند و تائيدات برخي علماي ان روزگار را هم بيان کرده اند. قسمتي از فتوا مربوط به قمه زني است که عين ان را مي اورم و نکات بسيار مهمي را در نقد اين نقل (به فرض مستند بودن نقل) مي اورم:

«.... دوم : هيچ اشکالي نيست در جايز بودن سينه زدن يا با دست به صورت زدن حتي اگر به حدي برسد که سينه و صورت سرخ و سياه شود ، بلکه اقوي جواز زنجير زدن است بر شانه و پشت به حدي که به بيرون آمدن کمي خون منجر گردد بنا بر اقوي و اما بيرون آمدن خون از پيشاني در اثر شمشير و قمه زدن درصورتي که از ضرر آن محفوظ باشد جايز است، بيرون آمدن خون بدون صدمه رسيدن به استخوان پيشاني که عادتا هم زيان نميرساند و مانند اينها چنانکه اشخاص عارف به آن قمه ميزنند و طوري هم ميزنند که صدمه به استخوان سر نميرساند اگر در حال قمه زدن مطمئن بود که قمه زدن بر حسب عادت برايش ضرر ندارد و لکن بعد از زدن به قدري خون بيرون آمد که مضر بود کشف از حرمت آن نمي کند مانند کسي که وضو بگيرد يا غسل مي کند و گمان دارد استعمال آب برايش ضرر ندارد و سپس روشن مي شود که برايش ضرر داشته لکن احوط و سزاوار است که کساني که عارف به زدن شمشير و قمه نيستند خودداري کنند خصوصا جواناني که دلهايشان پر از عشق و محبت امام حسين عليه السلام است و از محبت آن حضرت بي اختيار مي گردند و در موقع قمه و شمشير زدن توجه ندارند که ممکن است پس از آن زيان ببيند ، خدا ثابت بدارد ايشان را به قول ثابت در دنيا و در آخرت....»

اما نکاتی که به نظر می رسد:

۱- خود حضرت ايشان (آیه الله نائینی) در حکمشان به وضوح  نوشته اند: "درصورتي که از ضرر آن محفوظ باشد جايز است"  همچنين فرموده اند : "لکن احوط و سزاوار است که کساني که عارف به زدن شمشير و قمه نيستند خودداري کنند خصوصا جواناني که دلهايشان پر از عشق و محبت امام حسين عليه السلام است و از محبت آن حضرت بي اختيار مي گردند و در موقع قمه و شمشير زدن توجه ندارند که ممکن است پس از آن زيان ببيند "  يعني ايشان هم مانند بقيه قائلين به جواز اين عمل مناط را عدم اضرار به نفس با صراحت و وضوح مي دانند. فتواي بزرگاني همچون ميرزاي نائيني بيش از اين نيست كه قمه‌زني في‌نفسه عملي جايز است نه مستحب يا واجب. و اين به آن خاطر است كه اين عدّه از فقهاء در بررسي حكم قمه‌زني بر مبناي یکی از عناوین حكم اوّلي آن كه وارد نشدن ضرر به بدن است، فتوي به جواز قمه‌زني- تا زماني كه موجب ضرر جدي بر بدن نشود.

ميان فقهاء اختلاف وجود دارد، که آيا اضرار به نفس کلاً حرام است، يا تنها در صورتي که منجر به مرگ شود حرام مي گردد؛ شيخ انصاري و عدّه‌اي ديگر از علماء معتقدند که اضرار به نفس حرام است حتي اگر منجر به هلاکت شخص نشود؛ مثل اين که انسان انگشت خود را زخمي کند. بنابر اين طبق نظر اين فقهاء هرگونه قمه يا زنجيرزدن که منجر به خون‌ريزي يا نظاير آن شود تحت اين عنوان يعني حرمت اضرار مي‌گنجد. امّا تعدادي ديگر از علما نيز اعتقاد دارند که اضرار به نفس اگر به نقص جسمي شديد يا به فوت منتهي نشود بر انسان حرام نيست. اگرچه همين فقهاء معتقدند که اگر اين اعمال منجر به هتک حرمت مذهب گردند، جايز نيستند؛ و در غير اين صورت جايزند. چنانچه آيت الله خويي در پاسخ به سؤالي مي‌نويسند: اگر اين امور مستوجب هتك و توهين باشد حرام است.

 

۲- همانطور که تاريخش مشخص است اين حکم مربوط به سال ۱۳۴۵ه.ق مي باشد و اکنون در سال ۱۴۲۸ ه.ق. مي باشيم و امروزه هيچ کس مقلد ايه الله ناييني نيست چرا که مرجع فوت شده قابل تقليد نيست. علماي امروز مرجع تقليد مردم هستند و حکم اجتهادي علماي امروز ملاک عمل مقلدين است.

 

۳- در شرايط امروز که ولي فقيه شيعه با چند مناط مختلف حکم به حرمت داده اند (هم امام حکم به حرمت داده بودند هم  ايه الله خامنه اي) حتي اگر مرجعي اجتهادش برخلاف باشد بايد از حکم ولي فقيه تبعيت کند. اين مطلب هم حکم مراجع تقليد است.

 

۴- برخي از افرادي که اسمشان در اين ليست است نظر ديگري دارند!  يا اين مطلب دروغ است يا اينکه حکم اين بزرگواران در اثر تحولات زمانه و تبليغات شديد دشمنان عليه شيعه به بهانه قمه زني عوض شده است. بزرگواراني چون آيه الله اراکي و ايه الله تبريزي . آيه الله اراکي در سال ۱۴۱۵ ه.ق (۱۳۷۳ه.ش)فرمودند که:" دستور ولي امر مسلمين٬ [آيه الله خامنه اي] مبني بر جلوگيري از اعمال خرافي در عزاداري محرم لازم الاتباع است."  آيه الله تبريزي هم در استفتاءات خود سوال ۲۰۰۳ و ۲۰۱۲ و ۲۰۱۴ فرموده اند که: "عزاداري خامس ال عبا از مهم ترين شعائر ديني و رمز بقاي تشيع مي باشد ولي بر عزاداران عزيز لازم است از کارهايي که موجب وهن مذهب و سوء استفاده دشمنان  اسلام و اهل البيت(ع) مي شود٬ اجتناب کنند. البته متاسفانه در سايت ها و وبلاگ هاي طرفداران  افراطي قمه زني فتواي نيمه کاره اي را به ايشان منسوب کرده اند که آخرين نظر ايشان نبود(کامل ترين نظرهرمرجعي اخرين نظرش مي باشد)

 

5- متاسفانه در برخي از سايت ها و وبلاگ هاي خوش اب و رنگ افراطي براي تحت تاثير قرار دادن مخاطبان  نظر يک مرجع را با چند فاصله بين نظرات ديگران تکرار کرده اند، عجيب است که در نقل فتاوا هم شگرد رواني به کار بسته اند تا به زور به مخاطب غافل قالب کنند که قمه زني خوب است!؟ تازه بگذريم که اساسا نظر بقرخي مراجع مذکور اين که نوشته اند نيست.

 

6- نظر برخي مراجع بسيار جالب است که در شرايط فعلي قمه زني را حرام خواهد دانست. مثلا فتواي منقول از ايه الله بهجت چنين است:" با مراعات تقيه لازمه جايز است در صورتي که مضر به نفس نباشد" يعني ايشان هم بحث شرايط زماني را در نظر داشته اند هم بحث اضرار به نفس را. به کلمه جواز در فتوا بايد دقت کرد. ايشان در سايتشان هم دارند: در جواب سوال1830: حكمش به عنوان اوّلى عدم ضرر رساندن به خود يا ديگرى است، به حدّى كه حرام باشد؛ پس اگر مضرّ نباشد و مفسده‏اى هم بر آن مترتب نباشد فى نفسه اشكال ندارد." در اين فتواي جديدتر ايشان يک بحث ديگر را هم اضافه کرده اند که عدم اضرار به ديگري علاوه بر عدم اضرار به خود مي باشد. البته با وضوح بيشتري ايشان اضافه کرده اند که مفسده اي هم بر آن مترتب نباشد. آيا واقعا امروزه که انواع و اقسام دشمنان شيعه اعم از کمونيست ها و شيطان پرستان و صهيونيست ها و مسيحيان افراطي و وهابي ها و ملي گرايان به بهانه قمه زني عده قليلي از شيعه ، همه شيعيان جهان را تشنه خون (blood thirsty) و تروريست و وحشي تر از حيوانات و بي تمدن خطاب مي کنند، باز هم وضع مثل سال 1345 ه.ق. يعني حدود 83 سال پيش است؟ ايا اين عمل قمه زنان و تيغ زنان ياري رساندن به دشمنان و بهانه درست کردن براي انها نيست؟!

 

7- ملاک ها و ادله علمايي که قمه زدن را حرام مي دانند، فقط اضرار به نفس و اسيب رساندن به بدن نيست؛ بلکه چندين دليل ديگر هم  هست، از جمله اينکه : اين عمل بدعت است، در قول ائمه و فعل انها هيچ تاييدي بر آن يافت نمي شود، موجب وهن شيعه شده است، موجب اشمئزاز عقلا مي شود، عرفا از نظر عقلا عزاداري محسوب نمي شود، باعث تشديد اختلاف بين مسلمين و تضعيف اقليت شيعه در جهان مي شود، خرافي است و از مسيحيان قفقاز و ايتاليا امده است؛ مال شيعه نيست و در زمان صفويه يا قاجاريه توسط افراطيون باب شده است، سفارت خانه هاي انگليس و ساير بيگانگان در عراق و هند اسلامي و ايران به هيئت قمه زن کمک مي کردند تا حتي در سفارت انگليس قمه بزنند و بهانه به دست دشمن بدهند، و بالاخره فتاواي برخي قدما بر حليت قطع نظر از عنوان هاي ديگر بوده است که با دخالت اين عناوين قطعا فتواي انان هم حرمت اين قبيل اعمال مي شود. خصوصا که اکنون با حکم ولي فقيه عادل شيعه (هم امام و هم آيه الله خامنه اي) بر تمام مراجع و مقلدين انها تبعيت از حکم ايشان واجب است.

 

8-  . اگر عزاداري ها به گونه اي باشد كه اگر ديگران ببينند مذهب شيعه را متهم به خشونت، توحش و خرافه گرى كنند، وهن مذهب است. موضوع‏شناسى نياز به كارشناسى دارد.تشخيص وهن نسبت به مذهب در بسيارى از موضوعات، پيچيده است. درباره اين كه انجام دادن كاري الآن وهن مذهب است يا نه، هر كس شايستگى تشخيص ندارد. دو نكته بايد در اين رابطه ملاحظه شود: نكته اول نقش زمان و مكان است. ممكن است قمه زني در بعضى از مكان ها يا در بعضى از زمان‏ها موجب وهن مذهب نشود؛ ولى در زمان ما كه حتى در بعضى از جايگاه‏هاى خلوت هم اين مراسم قمه زنى برگزار مى‏شود و فيلم ويدئويى آن در اختيار دشمن قرار مي گيرد، موجب وهن مذهب مي شود. نكته دوم اين است كه كسى مى‏تواند اين موضوع را تشخيص دهد و كارشناسى كند كه با مسايل زمان و مكان آشنا باشد و فكر باز و اطلاعات خوبى در اين زمينه داشته باشد و واقعاً بداند كه اين فيلم‏ها و تصاويرى كه در اختيار دشمن قرار گرفته است چه اثرات منفي خواهد گذاشت. اين دو نكته بسيار مهم است. در اين دو نكته بسيارى از سؤالات هم پاسخ داده مى‏شود. از تأثير مكان و زمان نبايد غافل باشيم. اگر پنجاه سال قبل مرجع تقليدى قمه زنى را جايز شمرده، دليل نمى‏شود كه الآن نيز جايز باشد. ما تأثير زمان و مكان را در احكام قبول نداريم، ولى در موضوعات قبول داريم كه زمان و مكان باعث تغيير موضوع مى‏شود. حدّ عزاداري را شرع و عقلا تعيين مي‌كنند. اگر عزاداري به شيوه‌هايي اجرا شود كه شور را بر شعور غالب سازد و به نوعي موجب انحراف از فلسفة عزاداري گردد، مشروع و مورد قبول نيست. اگر قالب‌هاي عزاداري به گونه‌اي باشد كه عقلاي جامعه آن را قبيح و موجب وهن آموزه‌هاي ديني بدانند قطعاً جايز نيست. شكل و صورت عزاداري بايد به گونه‌اي باشد كه بتواند هسته و محتواي اصلي پيام عاشورا را به مردم ابلاغ كند و باور انسانها را نسبت به آنها تقويت كند؛ ولي اگر اين عمل به صورتي درآيد كه نه تنها باطن را نشان ندهد بلكه باعث گردد كه اصل مسئله خدشه‌دار شود، مورد تأييد دين نخواهد بود.

در پايان اميدواريم که برخي به شيطنت پايان دهند و  مردم را سردر گم نکنند که فتواي مراجع و ولي فقيه زنده کنوني بر حرمت قمه زني و برخي ديگر از اعمال بدعت اميز و خرافي مي باشد.